درگیری!
از دست خودم ناراحتم. بابت اتفاقی که دیروز در مترو افتاد و من به عنوان یک چادری!!! مداخله نکردم! نمی دونم! اگر این ماجرا برعکس بود باز هم مداخله می کردم؟ اگر نه! یک جای کارم می لنگد!
دیروز بی حجاب و باحجاب فرقی نداشت همه در کنار هم بودیم و هیچ اتفاق خاصی نیفتاد اما تو مترو یه خانومه با یه دختره سر حجاب درگیر شدن.. و خب... همه به دختره پریدن.. من باید پشت دختره در می اومدم! آیا واقعا باید در می اومدم؟؟؟ . .. حس می کنم آره..باید می رفتم و می گفتم این رفتار این دعوا این حرفها اصلا درست نیس.. اصلا اسلامی نیست... شما اول لحن تو درست کن بعد امر به معروف کن...
اما واقعا اگر برعکس بود به خودم اجازه ی مداخله می دادم؟ راست و حسینی واقعا خاتون؟ فرضا یه دختر چادری وسط یه خروار بی حجاب با لحن خیلی خوب و عادی یه حرفی زد همه بهش پریدن.. مداخله می کردی!
قطعا نه!! می شناسمت! می دونم خودتو کنار می کشیدی و ته دلت می گفتی به من چه! اصلا می خواست حرف نزنه.. برای چی میگه وقتی می دونه تهش دعوا میشه!!!
اما چرا از اینکه دیروز دفاعی نکردم حس بدی دارم؟.. شاید برای اینه که.. شاید در داستان دوم طرف ِ مظلوم یه فرد مذهبیه اما در ماجرای دیروز طرف مظلوم و البته وقیح.. طرف بی حجاب بود.. شاید برای اینه که احساس بدی دارم و باید با صدای بلند می گفتم.. اون هم .. هموطن ماست.. خواهرمونه... ریشه ی امر به معروف عشقه.. ادم با کسی که دوست داره اینطور رفتار می کنه؟؟؟ دلت میاد به عزیزت.. به جونت.. اینطوری بگی؟؟؟ اون داد می زنه تو چرا دهن به دهن می ذاری و یارکشی می کنی؟؟؟ نمی دونم.. چرا فرار کردم.. چرا؟!
پ.ن: شاید فرار کردم چون شک داشتم... نمی دونستم کدوم کار بدتره و من باید چی کار کنم و طرف کیو بگیرم و چه حرفی بزنم.. . اما از این شک هم ناراحتم!