اره دیگه
روزهایی که 5 صبح از بیدار میشم. حالم خیلی بهتره. اما امان از روزهایی که 8 بیدار میشم. من تا 12 ظهر درگیر هستم که خودمو سرحال بیارم. هنوز خواب الو هستم. درسته 5 صبح بیدار شدن اولش سخته. حتی همون لحظه ی اول و جدا شدن از رختخواب خیلی سختههه ولی در ادامه واقعا پر از انرژی هستم! و بیشتر از روزهای دیگه فعالم..
شاید هم چون به خاطر حوض فیروزه سوار مترو میشم! برای اینکه آدمها رو می بینم. همچین حسی دارم.. یا اینکه در حال فعالیتم و راه میرم!!! نمیدونم!
اما هر چی هست... واقعیت همینه!
امروز به خاطر چای دب.ش قلب درد گرفتم :) بله من انقدر حرص خوردم که واقعا دیگه توان نداشتم اخبار رو دنبال کنم یا هی تند و تند در موردش توییت کنم! واقعا خسته شدم و یهو بریدم!!!!! و حاااااااااااااااااالم بهم خورد.... از این داستان.. از این قضیه.. واقعا بهم ریختم!!!!
اومدم خونه و هی گیتار زدم و خوندم و .. اصلا توجه نکردم که همسایه مون یه مردیه که مطلقه ست و با بجه هاش زندگی میکنه. . و ممکنه صدامو بشنوه... واقعا دلم نمیخواست به این قسمتش فکر کنم فقط به خودم اجازه دادم بی فرهنگ باشم و داد بزنم و بخونم! هیچی نتونست آرومم کنه. . .
دارم فکر میکنم اگر با یه مرد ِ مذهبی ازدواج کنم. آیا از اینکه صدامو همسایه ها ممکنه بشنون.. جلومو میگیره که نخونم؟... اگه به جای جلومو گرفتن باهام همراهی کنه و باهام بخونه خیلی حس بهتریه.. چون صدای زن همراه با زن یا مرد ِ دیگه.. گناه نیست!
توی محل کار یه دختر ِ بی روسری هست. یعنی فقط توی ساختمون به اون بزرگی همون یه دونه ست!!! بعد... خیلی جالبه... اصلا بهش نمیاد :)
قبل از این ماجراها ، خب شال سرش می کرد و نسبتا باحجاب بود خب.. اما الان نه! و اصلا بهش نمیاد.. نمیدونم.. بعضی ها چرا این کار رو میکنن...مگه به خاطر این انجام نمیدن که خوشگل تر به نظر بیان یا مثلا حس کنن که آره منم آزاد هستم و فلان و بهمان... توی این محیطی که ما هستیم. بی روسری بودن یا کمی بدحجاب بودن بدتر باعث اذیت شدن میشه و خیلی سختهههه خیلی سخت.. یه دختره دیگه بود اون اوایل پارسال امتحانش کرد. امروز داشتم نگاه می کردم یاد ِ پارسالش افتادم گفتم اینکه دیگه بیخیال ِ روسری شده بود یهو چی شد؟ ... بله محیط ِ ما بی نهایت می طلبه که روسریه سرت باشه.. چون خیلی اذیت میشی..
نمیدونم اون چرا ادامه میده
مثلا شایدم خیال میکنه که داره مبارزه میکنه :) اما با کی؟ با خودش؟ :)
بعد این موهاشو اتو می کشه و همیشه رنگ کرده.. بعد انقدر رنگ کرده که خیلی کم پشت شدن... و انقدر اتو می کشه که انگار مصنوعی هستن! اصلا یه حالت ِ عجیب ِ دوست نداشتی ای شده! :)))
دلم می خواد برم بهش بگم اینطوری اصلا بهت نمیاد. :) البته اگه برای قشنگی اینطوری می گردی. اونطوری قشنگ تر بودی!
حالا شاید رفتم گفتم..
کلا از من هم به خاطر ظاهرم وحشت داره و در حال فراره!!!!!! میگه الان این دختره با این ظاهرش یهو بهم می پره بهم چنگ میندازه :))))))))))))