زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

یکشنبه دهم تیر ۱۴۰۳، 15:41

"چه کابوس بدی بود :((( یه شب آروم بودیم!"

جمله ی بالا پیش نویس بود و پست نشده بود. برای چند روز پیشه.دقیقا برای شبی که نوشتم چقدر امروز آرومم!!!! :) آره دیگه خلاصه!

چند روز پیش داشتم یه سریال عاشقانه می دیدم. دختره تمام هم و غم ش شده بود که چرا زندگی شون اینطوری شده و به پسره نمیتونه برسه و ازدواج کنن! با خودم گفتم کاش من هم فقط دغدغه م عاطفی بود! و هیچ چیز دیگری نبود!

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون