زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

ابدیت

یکشنبه ششم آبان ۱۴۰۳، 10:49

رابطه م با بابا برام یه گیاه آپارتمانیِ حساسه. یه گیاهی که باید خیلی مراقبش باشی که نپوسه خشک نشه پژمرده نشه... اون لحظاتی که یه جوونه ی سبزِ خوشرنگ یا یه غنچه ی قشنگ و دلبرانه روی این رابطه می بینم، خیلی ذوق می کنم!

گاهی هم برای نپوسیدن و پژمرده نشدن و خشک نشدن دست و پا می زنم و استرس می کشم و چند روزی اذیتم... شایدم گاهی تو خونه نمی تونم تفس بکشم حتی اگه تو یه اتاق خالی بشینم!

دارم فکر می کنم که خدا کنه ... من هیچ وقت این استرس ِ بی جا رو به بچه هام ندم که بیاد بنویسه رابطه م با مامان خاتون یه گیاه آپارتمانی حساسه...

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون