زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

ادامه لودینگ!

شنبه چهارم تیر ۱۴۰۱، 22:52

این مسئله انقدر برای من عجیبه که نمی تونم ننویسم. ابجی با مامان در مورد خواستگار عجیبش حرف زد و مامان اجازه داد که بیان! داشتم فکر می کردم اگر منم یه خواستگار عجیب داشته باشم ، مامان اجازه ی ورود به منم می ده؟ یا فقط مختص آبجیم هستش؟

دلم می خواست بیخیال منطق و عقلم می تونستم بشم و با احساساتم به اون پیج معتبر معرف ازدواج پیام می دادم و شرایط آبجیم رو می گفتم. از این لحاظ معتبر که می شناسم شون ، فالور ندارن خیلی و معروف نیستن تو اینستا. ولی مهم اینه من می شناسمشون و اعتماد دارم!

اما می دونم نتیجه ی این تصمیم احساسی اینه که آبجی که عاشق اون پسر شده و هیچ کس به روش نمیاره ، از من متنفر میشه و لابد همونطور که به دوست صمیمیش برچسب حسود زد! روی منم می زنه :)

So

بیخیال! به من چه!

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون