زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

مدیریت ِ وقت ِ مُرده!

چهارشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۱، 9:48

باید یه فکری به حال خودم بکنم!
چیزی که منو عصبی کرده! کارهای عقب افتاده ست. تصمیمات نگرفته ست و نه چیز دیگه ای!
مثلا همین که لیست خریدهام تیک میخوره ولی لیست کارهایی که باید انجام بدم برای آینده م. تیک نمیخوره. خودش یه مسئله ست!
مثلا اینکه به جای حرف زدن و تعیین قیمت هر روز استرس اینو دارم خود مشتری پیگیر باشه که سایتم چی شد! خیلی مسخره ست!
مثلا اینکه ساعت ده بیهوش میشم و میخوابم در حالی که هزارتا کار دارم! خیلی خنده داره!
باید شب بیداری بکشم! 
مثل هر کسی که میخواد موفق بشه و از خوابش میزنه! 
امتحانش میکنیم. ببینیم چقدر تاثیر میذاره. تجربه ثابت کرده که بدن کم کم عادت میکنه به کم خوابیدن !
اینکه کارم ساعت ِ پیک ِ کاری داره و یه ساعاتی واقعا بیکارم و همش در حال چرت زدن!!! از ترسم لپ تاپ رو نمیارم که دزدی چیزی وسط راه ازم نگیره! ولی خب ... کارهای دیگه ای هم میشه کرد! مگه فقط باید لپ تاپ باشه؟
از خریدن خونه که ناامید شدم! این رو روند پس اندازم هم نشون میده! بیشتر به خواسته هام و چیزهایی که میخوام اهمیت میدم! چیزهایی که میخوام بخرم و داشته باشم و قبلا به خاطر پس انداز نمی خریدم و خودمو کنترل می کردم. الان به راحتی می خرم! بدون هیچ گونه عذاب وجدانی! و پس اندازمو کم کردم!
و یه چیز رو اعصاب تر ِ دیگه. روزی 7 ساعت گوشی دستم میگیرم! باورت میشه؟
من روزی 7 ساعت گوشی دستمه و اپلیکیشن هایی که حجم بیشتری از زمانمو می بلعن. توییتر و اینستاگرام هستن. توییتر رو که حذف کردم ولی همش با مرورگر میرم!!!! اینستا هم با اپلیکیشنش...
دلم یه گوشی ساده میخواد! :) از این نوکیا گوشت کوبی ها که شارژ هم خوب نگه میداره که این لعنتی رو خاموش کنم! خاموشش کنم واقعا! یه مدت به این کار نیاز دارم!
دیشب واقعا چشمهام درد گرفتن! اگر روزی 7 ساعت برای برنامه های کاری ِ شخصی م وقت میذاشتم الان کجا بودم؟؟؟؟
چند تا برنامه توی بازار داشتم و در حال به دست آوردن درآمد ازشون بودم و حتی ممکن بود در آمد دلاری هم بدست بیارم! به خاطر اون یکی برنامه هام که توی گوگل پلی هستن و حتما پی پال داشتم! 
اما حالا چی؟
اون 7 ساعت که می تونست مفید باشه به بطالت میگذره!
باید این گوشی ِ هوشمند ِ لعنتی رو حذفش کنم!!! اینطوری نمیشه! همیشه اولین چیزی که زورم بهش می رسه همینه!!!! :| و گام خوبیه برای پیشرفت!

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون