زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

پناه

چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲، 22:11

به نوشتن پناه می برم... به نوشتن پناه میارم از مشکلات فی ما بین.. می دونی چیه؟... خداروشکر هم عزیزامو دارم..زنده... سالم... آیا تو این دنیا که پر از مشکله.پر از ابزار و اتفاق و تصادف برای مرگ یک انسان... همین که زنده کنار هم هستیم و هنوز همو داریم. عین یه معجزه نیست؟

و هر روز صبح از کنار این معجزه... بی تفاوت عبور میکنیم.. میکنی خاتون... نگاه کن.. نفس می کشه..سالمه... ببین!

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون