پایان
دوشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۴، 22:42
بلاخره اضطراب بی دلیلم به پایان رسید! دکتر پیاممو سین زده ولی جواب نداده. خیلی رو مخه...
امروز اون دوستم که گفتم شوهرش بهش خیانت می کنه نصف روز رو باهام درد و دل کرد. چیزایی گفت که مغزم سوت کشید... واقعا آزاردهنده... نمی دونم تو این وضعم چرا سنگ صبورش شدم.. البته می دونم. هیچ کس رو نداره.. دلم نمیاد بگم عزیزم من حالم خوب نیست می شه دیگه بهم نگی ؟؟؟!؟
امروز درس نخوندم آخرشم.. اما خب باشه.. به جاش تحقیقمو فرستادم. یه تحقیق دیگه هم بفرستم خیالم راحت میشه و تامام...