نیو پرسن
اینکه یکی خودش تماس میگیره نه مادر و خواهرش! برام خیلی قشنگتره!!! به شدت حس خوبی بهم میده!! این مسئله وایب اینو بهم میده که مستقله! اینکه بلده با خانم ها چطور صحبت کنه. نیاز به وکیل وصی نداره.. کلا یک خروار احساسات خوب سمتم حواله میشه و یه امتیاز مثبت جلوی اسمش میذارم :)
و ماجرای خواستگار جدید! امید است ایشان همان شخصی باشد که خدا در سرنوشت ما به عنوان "شوهر" در نظر گرفته اند :) ان شاء الله خیر باشد :) به قول لی لی قسمت خیر همدیگه باشیم!
چه بگویم؟ هیچ نگویم بهتر است!
ماجرای آقای الف رو برای دوستام تعریف کردم. گفتن که ایشون تو سن نوجوانی گیر کرده و همه ی عقایدش کودکانه ست : ) و چطور دو جلسه تحملش کردی؟ همون لحظه توووو باید می گفتی نهههههه! :))))))
متوجه شدم اونقدر گاردمو پایین آوردم که دارم تفریط میکنم!!! زیادی راحت گرفتم!!! :) دیگه شورش در اومده!!! اینکه یکی واقعااا میگه من لجباز و یک دنده هستم و حرف حرف خودمه و اگر انجام ندی تا اخر عمر به روت میارم! این حرفا از یه ادم سالم با روان سالم بیرون نمیاد!! پس چرا اون لحظه برام اوکی بود!؟ چون زیادی گاردمو پایین آوردم... هی میگم درست میشه... حل میشه.. حل میکنیم!!!
خاتونم هیچی قرار نیست حل بشه.. حتی بدتر هم میشه! لطفا توجه کن :) عجله هم نکن! به قول یکی از بچه ها که اسمش یادم نیس... ازدواج بخشی از زندگیه.. همش نیست!