زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

اینام هستن! فقط عادت کردم احساسات بد رو بنویسم!

یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴، 20:12

تبدیل کردن خانواده از حالت😶😒🙄😐😑 به این:

😄😃😅🙃😍🥰😚☺️🤩

با چی؟

با روشی ساده!

مواد لازم: ترانه روسری آبی + یک عدد روسری آبی!

ترانه را پلی کرده پدر را وسط کشیده! بعد پدر خسته شده. جلوی تی وی دختر شروع به رقص کرده و بگوید اول رقص مرا ببین بعد اخبار را و بعد هم پدر با ذوق دست بزند سر هر ریتم و حتی سر هیچ ریتمی! و بعد اصرار به مادر و وسط آمدن مادر و به سر رفتن روسری آبی به سر مادر!

انتهای ترانه! تبدیل انجام شد! تشویق های مکرر پدر!

پایان!

خوشبختی چیه؟ همین چیزای کوچیک!

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون