زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

روزهای لعنتی ِ سیاه

سه شنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۰، 13:38

دوست دارم این روزها سریعتر بگذره...
سریعتر....
بحث ِ با اوی نازنین
مربی ِ بداخلاق... بداخلاق بودنش به درک از اینکه مسخره می کنه اصلا خوشم نمیاد .. ..آخر پامو روز گاز می ذارم و یه بلایی سرش میارم.. سکته ش می دم!مردک ِ الاغ!
تغییر شغل و مصاحبه شغلی .. و در چند روز آینده دعوا با کارفرما
اون مسئله خانوادگی
اعصابم خورده
خوردددددددد
می خوام این روزها رو ، روی دور ِ تند بذارم!
تند
تند
تند...

 

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون