زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

زندگی ایده آل!

دوشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۰، 14:50

دیروز که داشتم از سرکار به خونه بر میگشتم با خودم فکر می کردم همه ی آدمها... با هر مدل زندگی ای که دارن با همه ی خوشبختی و بدبختی هایی که دارن... همیشه یه حالت ایده آل توی ذهن شون متصور میشن... اونهایی که مثل من خیر سرم ، یه کم به خدا و این چیزها اعتقاد دارند، این حالت ایده آل رو کفر نعمت می دونند... بعضی ها رو هم این حالت ایده آل افسرده میکنه اصلا!...
خواستم بگم... اگه مثل منی.. تا حالا فکر کردی ، دوست داشتی همین الان همین لحظه توی زندگیت چه چیزهایی عوض میشد؟... اگر فکر کفر نعمت رو بذاریم کنار و در مقدمه شکرگزار تمومی نعمتهایی باشیم که الان داریم...

من شروع میکنم و میگم که حداقل چیزهایی که می خواستم این بود...
با اوی نازنین نامزد بودم واقعا...
سرکاری بودم که به تحصیلم قرار نبود آسیب برسونه و درآمد و پس اندازم سرجاش بود..
لااقل یه خونه داشتم. یا اطراف تهران یا اگر توی تهران بود داشتم قسطش رو می دادم.
ماشین هم داشتم ...
بابا افکارش تغییر می کرد... .
دیگه دغدغه ی پس انداز کردن هم نداشتم چون هم خونه بود و هم ماشین.. تصمیم دیگه ای نداشتم.. راحت به زندگیم می رسیدم.. به چیزهایی که علاقه دارم و انقدر فشار مالی رو تحمل نمی کردم.

چرا نمیگم با اوی نازنین ازدواج کرده بودم؟ حس میکنم الان آمادگی زندگی مشترک رو ندارم تازه... اگر ازدواج کنم از اونجایی که اوی نازنین تا حدی دغدغه ی مالی رو ازم میگیره. تنبل میشم... نمیدونم... به هر حال.. نامزدی رو در حال حاضر ترجیح می دادم. و نمیدونم هم چرا....

میدونم حتما ایراداتی به زندگی ایده آل تون/مون هم وارده... حتما اشکال هایی داره که اگر مثل من معتقد باشید... اشکال ها "حکمت" هستند!!! که نمیذاره اینطوری باشه... حالا چه حکمت شو بدونیم چه ندونیم....

حتی فکر کردن به زندگی ایده آل حداقلی! با مقدمه ی شکر گزاری حس خوبی داره....

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون