زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

غرق شده در خروارها لباس!

یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۲، 10:52

هر چی لباس داشتم رو وسط اتاق ریختم تا یه لباس انتخاب کنم. از آخرین باری که به مهمونی رفتم سالها گذشته‌.. حالا .. خبر تلخ و دردناک اینکه هیچ کدوم از لباس هام اندازه م نیستن :) نه به خاطر شکم! به خاطر این پهلوهای اضافه ی لعنتی :((( من خاااااتون نیستم اگر از شر اینها خلاص نشم!!!

همیشه اضافه وزن و یا این چیزهای این شکلی باعث میشه که احساس پیری کنم!!!!

آخر هم یه لباسی انتخاب کردم که از کمر کلوش بشه و این پهلوها رو پنهان کنه!!! ولیییی ببین اینجا می نویسم. من از شر اینها خلاص میشم!

+ فقط کسی حرص و عصبانیت این پست رو می فهمه که در این شرایط قرار گرفته باشه :) از نوشتن کامنت بیجا خودداری فرمایید!

+ آقا فکر اینکه کل این بدن به گور خواهد رفت و این چیزها مهم نیست آرومم نمی کنه هموطن :)

برچسب‌ها: یادم بمونه
نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون