زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

سه شنبه هشتم خرداد ۱۴۰۳، 16:18

دختره حدود 12 سال از من کوچیکتره، وقتی باهاش صحبت میکنم حس میکنم که خیلی براش کسل کننده هستم. یا اینکه کلا شخصیتش اونقدر متین ... و اینکه کلا معذبه جلوی من... اصلا یه طوریه :) اما همش یه طوری میشه که .. اجبارا در موقعیتی قرار میگیرم که باهاش تعامل داشته باشم!از این آدمهایی هست که به بزرگترا احترام میذاره. منم در نظرش بزرگتر هستم. بنابراین... اینطور حسی برام داره.. اصلا فکر میکنم من استادش هستم.. انقدر معذبه که با من صحبت کنه! :) نمردیم و بزرگتر ِ یکی شدیم!

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون