زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

سکانس های غمگین

سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۹، 17:33

توی هر رابطه ای که داشتم بلااستثنا ... با صحنه ای مواجه شدم که منو شوکه کرده.. فشارم افتاده و حتی.. بار دوم.. وسط خیابون چشمهام سیاهی رفت و بار سوم که چند روز پیش بود وسط نمایشگاه نیز سرم یخ زد و هی با خودم گفتم خاتون آروم آروم..تو می تونی تا میزی که روش شکلات هست خودتو برسونی آره می تونی هیسسس نفس عمیق بکش به خودت بیا و برو....

 و من نمی دونم این احساسات بد... شوکه کننده... غیرقابل انتظار و بیش از حد توان من ناراحت کننده... کی قراره تموم بشن!!

بعدا نوشت: خیر دو روز پیش بار چهارم بود! 

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون