زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

خنثی :|

شنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۳، 11:4

بلاخره این ماه قسط ِ آخر قرضمو پرداخت میکنم و حقوق ِ تیرماه فقط برای خودمه! سلام به دوربین!

یه خوابی دیده بودم یکی بهم گفت تعبیرش این هست که مرگت نزدیکه :) هرچند چه واقعیت داشته باشه و چه نداشته باشه برام اهمیتی نداره. واقعا اینکه حتی الان بمیرم هم برام مهم نیست و این دلیل ِ بر ناامیدی نیست... خب وقتی که گفت منتظر بود که واکنشی داشته باشم و نداشتم! مثل وقتی که مسئول ِ آزمایشگاه بهم گفت این توده ها رو از شکم ِ مامانت بیرون کشیدیم ببر بده به پاتولوژی! که خوش خیم هست یا بدخیم.. من بازم خنثی بودم و منتظر بود که مثلا کمی نگران بشم! فکر کرد که نشنیدم و دوباره تکرارش کرد! بعد گفتم باشه :| با همون قیافه... یعنی مونده بود این دختره چرا اینطوریه پس :) ... باز هم دلیل بر بی رحمی نیست...

تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد :) راضی ام به رضای خدا.. هر چی که بشه!

بازم افتادم تو فاز ِ بچه :) هر چند وقت یک بار به طرز بیمارگونه ای .. ور ِ مادریم فعال میشه و فریاد میزنه که چرا بچه نمیاری پس؟ :))))

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون