زندگی یک خاتون

یادداشت های عمومی

ورم کرده!

سه شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۹، 16:28

چهار روزی هستش که برای هر کاری خودمو مجبور میکنم...
مثلا برای ورزش های روزانه م.. دوباره سر خودم داد میزنم!
تنها کاری که یه کم حالم رو خوب میکنه! برنامه نویسی هستش که اون هم اولش باز هم سر خودم داد میزنم!!! و وسطش.. انگار همه چیز رو فراموش میکنم و باید نتیجه ی کد رو ببینم و تمام دنیا ایستاده تا من از کدی که نوشتم نتیجه بگیرم...
نمی تونم انکار کنم
و لحظاتی که به اوی نازنین فکر میکنم. به اولین روزی که دو طرف قبول کردیم این عشق رو و تصمیم گرفتیم بهش مهلت و فرصت بدیم..
تا ببینیم خدا چی میخواد..
وقتی به روز ِ اول فکر میکنم هم غرق ِ لذت میشم..
توی روزهام فقط وقتی برنامه نویسی میکنم و به اوی نازنین فکر می کنم، زنده هستم، باقیمانده ی روز یک جنازه ی متحرک هستم!
نیاز دارم تنها باشم
تنها باشم و با این ریه ی داغونم.. سیگار رو با سیگار روشن کنم!.. . تا حرصمو خالی کنم!
اوی نازنین به بوی سیگار حساسه...
من قبل تر از اون.. مجبور به ترکش شدم و خیلی وقته که نکشیدم..
با خودم فکر میکنم اگر یه روز بیاد خونه و تمام هیکلم بوی سیگار بده.. چی کار میکنه. ..آیا حاضره منو بغل کنه؟
. . .

نویسنده: خاتون نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© زندگی یک خاتون