یک موجود بی تربیت دو پا
دیروز اوی فسقلی دوبار مورد عنایت بنده قرار گرفت :) یک بار وقتی شوخی مسخره ای کرد. چیزی دستش بود دستشو زدم و اون وسیله پرت شد.. بار بعدی هم شوخی مسخره تری کرد و دستشو محکم گرفتم و نگه داشتم گفتم ببین نگاه نمی کنم کیت اینجاست چنان می زنمت فلانی چنان می زنمت که نفهمی از کجا خوردی :)))))
اوی فسقلی متاسفانه بی نهایت بی تربیت بی ادب سخن چین دو بهم زن، دروغگو بی شخصیت و همه ی بی ها شده... و وقتی در فضای بیرون خونه هستیم این بی ادبی ش بیشتر مشخص میشه. مثلا تو مغازه جلوی ادم های غریبه و ... خیلی بی تربیته.. منم که تحمل بچه ی بی تربیت رو ندارم. و چرا باید تحمل کنم؟ اولا بچه ی خودم نیست دوما تربیتش دست من نیست که بهش توضیح بدم و وقت بذارم حالیش کنم سوما به من کلا ربطی نداره!!!!!
ولی دیگه متاسفانه وقتی مثل دیروز که عصبانی هم هستم خودم، رفتارهاشو می بینم نمی تونم تحمل کنم و رو به خشونت فیزیکی میارم. البته نزدم که... تهدید کردم :))))
خب باشه! هر چقدر اون همه ی بی ها رو داره رفتار منم درست نبود... اما خیلی حقش بود! من هم گناه دارم چرا باید اونو تحمل کنم!؟ و این چه شرایط مزخرفیه که باید تحملش کنم و سکوت کنم؟